سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

17

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

مىكند كه « طبرانى » هم اين حديث را در « الكبير » و « هيثمى » هم در [ مجمع 8 / 262 ] ذكر كرده‌اند و « هيثمى » چنين نقل كرده است : حضرت فاطمه عليها السّلام همين كه با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ملاقات كرد ، گريست ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پرسيد : علت گريه‌ات چيست ؟ پاسخ داد : مىبينم در حالى از جنگ برگشتى كه آثار رنج و گرسنگى بر چهره‌ات نشسته و جامه‌هايت ژنده شده است . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : گريه مكن كه خداى عزّ و جل ( تا آخر حديث كه اشاره شد ) . [ ذخائر العقبى ص 47 ] از حضرت على عليه السّلام روايت مىكند كه در هنگام حفر خندق ، حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بوديم كه فاطمه عليها السّلام در حالى كه تكَّه‌اى نان در دست داشت ، سر رسيد و آن را به پدرش تقديم كرد . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به فاطمه ، فرمود : اين چيست ؟ گفت : تكَّه‌اى نان است كه براى فرزندانم پخته بودم و مقدارى از آن را هم به شما تقديم مىدارم . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : دختر عزيزم ! اين تكَّه نان ، نخستين غذائى است كه پس از سه روز پدرت تناول مىكند ! [ طبقات ابن سعد 8 / 24 ] به سند خود ، از « ابن عباس » روايت مىكند ، هنگامى كه « رقيّه » ، دختر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، در گذشت ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به روح پاكش كرد و گفت : به « عثمان بن مظعون » كه پيش از ما مرده است ملحق شو ! در اين هنگام زنان بر مرگ « رقيه » گريستند . ( و حديث را ادامه داده است تا آنجا كه ) حضرت فاطمه عليها السّلام هم در كنار قبر ، پهلوى پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله قرار داشت و مىگريست و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نيز با لباس خود اشك چشمان فاطمه عليها السّلام را پاك مىكرد .